غلباشواژهنامه آزاد(ترکی) موی سر؛ در اصطلاح به معنی بدون کلاه، بدون مقام و جاه، فرومایه و زیردست. در مقابلِ کلمۀ قزلباش، به معنی کلاه سرخ زرین، که در اصطلاح یه فرد دارای جلال و شو
گمریواژهنامه آزادگِمِریْ:(gemeri) در گویش گنابادی یعنی کمک چوپان ، زیر دست چوپان ، یاری دهنده به چوپان در نگهداری از گَله