زنارواژهنامه آزادکراوات؛ زنّار (زُ - نّ) یا کراوات، پارچه ای است که از زمان قدیم، مسیحیان آن را به نشانۀ مسیحی بودن، بر کمر یا شکم خود می بستند. امروزه آن را به جای کمر بر گردن
زوارهواژهنامه آزاددرست آن زوواره بود زو یعنی دریا ره مخفف را = راه دریائی// مرکز بخش زواره اردستان است و قریب 9000 نفر جمعیت ساکن دارد . ابنیه تاریخی بسیار دارد . شهری ست فرهنگی
زنارواژهنامه آزادکراوات؛ زنّار (زُ - نّ) یا کراوات، پارچه ای است که از زمان قدیم، مسیحیان آن را به نشانۀ مسیحی بودن، بر کمر یا شکم خود می بستند. امروزه آن را به جای کمر بر گردن
پیلوواژهنامه آزاد(زواره؛ اصفهان) راه آبی که از جوی وارد خانه می شود. پیلو یعنی چیزی شبیه به پیلۀ کرم ابریشم؛ و چون راه ورودی آب از تمپوشه و شبیه به پیلۀ کرم ابریشم است، به آن پی
زوارهواژهنامه آزاددرست آن زوواره بود زو یعنی دریا ره مخفف را = راه دریائی// مرکز بخش زواره اردستان است و قریب 9000 نفر جمعیت ساکن دارد . ابنیه تاریخی بسیار دارد . شهری ست فرهنگی
نیکیتاواژهنامه آزادنـام زنـانه | ریشـه در فـرهنگ نـام زردتشـت ، انگلستـان ، روسیـه و ارامنـه | معنـی:خـوب تـک ، تنهـای تـک ، زیبـای تـک ، بی همتـا