ذمیواژهنامه آزاد(حقوق مدنی، فقه) حق ذمی حقی است که شخص به عهده دیگری دارد، مانند حق بستانکار بر بدهکار. در اصطلاح دیگر، آن را ذمه و حق دینی هم گفته اند.
زمی گیرواژهنامه آزادزِمی گیْر؛ در گویش گنابادی یعنی پیر ، فرتوت ، کهنسال ، فلج شده ، افلیج، مریض و از پا افتاده
زمینهواژهنامه آزادزمینه به معنی (بستر _بافت) در ادامه معنای اعتبار در لغت نامه آمده و (ضمینه) در این ردیف بی معنا است.
زمی گیرواژهنامه آزادزِمی گیْر؛ در گویش گنابادی یعنی پیر ، فرتوت ، کهنسال ، فلج شده ، افلیج، مریض و از پا افتاده
پلارتواژهنامه آزادزمین پای کوه. کوهپایه. در بعضی ازمحلهای اصفهان نظیر پیربکران و خمینی شهر به محله و زمینهای کوهپایه ای را پلارت گویند.مانند روستای پلارت در کنار کوه پیربکران یا