زمان بندواژهنامه آزادشخص یا ماشینی که زمان انجام کار را، برای استفادۀ بهینه از آن، سازماندهی می کند.
سرگشتگی زمانیواژهنامه آزاد(معماری) یکی از ویژگی های معماری کاخ هشت بهشت اصفهان است که نور غیرمستقیم از دو یا چند جهت به فضای داخلی می تابد و در نتیجه سایه ها از بین رفته اند و به همین دل
بازه زمانیواژهنامه آزاددورانی از زمان، فاصلۀ بین دو نقطه بر روی خطِ زمان، فاصلۀ زمانی؛ معادل interval یا Time Frame در انگلیسی.
فولگوریتواژهنامه آزادزمانی که آذرخش به ماسه حاوی کوارتز یا سلیکا برخورد می کند ،دما به سادگی می توانداز 1800درجه سانتیگراد هم بالا تر برود ودانه های ماسه را آب کند .این دانه ها ترکی
پری پیش تاریواژهنامه آزادزمان پیش از نگارش تاریخ، روزگار پیشا تاریخی، پیش از پیشینه تاریخی ، پیش از پیشینه تاریک ، پیشا تاریخ= prehistory