اتمیزه کردنواژهنامه آزاد(اَ تٌ) ریز ریز کردن ، (مایعات) تبدیل به پودر کردن ، مرکب از اتم یا ذرات ریز کردن
کج دار و مریزواژهنامه آزادشیوه درست نوشتار:" کژ دار و مریز" کژ: معنای اریب، خمیده، مایل مریز(م+ریز): ریز به معنای ریختن، نریز در مراسم عیش و نوش فرد ریاکار که تمایل به نوشیدن ندارد از
پرزوله perzolahواژهنامه آزاددر زبان لری به تکه های ریز ریز نان یا آردی را که مقدار کمی آرد مخلوط میکنند تا تبدیل به غذای مرغ یا جوجه شود.