روتینواژهنامه آزادکاری که به طور منظم یا به طور معمول و مکرر انجام می شود کاری که به طور معمول و مکرر انجام میشود
رستیناواژهنامه آزادر َستینا. از ریشه رستن. از آتش دوزخ رسته شده. رستگار. نجات یافته. در پناه خدا در پناه خدا.