رفعت خواهواژهنامه آزادکسی درجات بالا را خواهان است ر` ف ع` ت خواه طرز تلفظ:رفعت خاه به معنی کسی که خواهان جایگاه بزرگ یا مقام مهمی است کسی که خواهان مقام بزرگ و مهمی است
رافعانهواژهنامه آزاددر دوره صفویه مالیاتی بوده که پس از جمع آوری محصول کشاورزی و تعیین میزان آن از مالک و یا مستاجر مزرعه گرفته می شده است.
رفعت خواهواژهنامه آزادکسی درجات بالا را خواهان است ر` ف ع` ت خواه طرز تلفظ:رفعت خاه به معنی کسی که خواهان جایگاه بزرگ یا مقام مهمی است کسی که خواهان مقام بزرگ و مهمی است
لیپولیزرواژهنامه آزادعمل زیبای که برای رفع چاقیهای موضعی و برطرف کردن چربیهای موضعی شکم، پهلوها و پائین کمر استفاده می شود
سمبلکاریواژهنامه آزاد[سَ بَ.) رفع تکلیفی کاری کردن.برای رفع تکلیف و سرسری کاری کردن.سنبل کردن. کاری را بدون دل دادن بخ آن انجام دادن.