مُنجِزی:وفا کننده به عهد، برآورنده حاجت و نیاز دیگران. نام تیره ای از طایفه بهداروند هفت لنگ ازایل بزرگ بختیاری.واژهنامه آزادرواکننده حاجت
توجیهواژهنامه آزاددیگری را با دلایل منطقی و غیرمنطقی قانع کردن. ابراز دلایل. منطقی جلوه دادن کار را گویند.
مینهواژهنامه آزادبر دیگران بگذار، نام کسی دیگر را بکار ببر، کس را با نام خودش نخوان و یک نام مستعار بر او بگذار، کارهای یک کس را به دیگری نسبت بده کلمه پشتو است به معناى عشق و م