دونیواژهنامه آزادواژه ای است لری در حالت امر به معنی ایا می دانی است در حالت مضارع به معنی می دانی است
دونیساواژهنامه آزادنام نوعی گل کمیاب از خانواده گل سنگ پامچال با خواص دارویی است که در کوه های میمند فارس می روید.
اصلواژهنامه آزاددونگ (پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) پَروَز، آغازه. شاهنامه:بدو گفت من خویش گرسیوزم - به شاه آفریدون کشد پَروَزَم. "اصل بقای انرژی" به پارسی می شود "پَروَزِ
رامایاناواژهنامه آزادرامایانا (دِوَناگَری:रामायण) حماسۀ باستانی هندوستان است که تقریباً بین سال های ۴۰۰ پیش از میلاد تا ۲۰۰ میلادی نگاشته شده است.
معمارخورواژهنامه آزادوقتی کارفرمایی پول کارگری را می خورد، شخصیت بی مایه و دون که از میان مایگی و کوتوله بودن خود در برابر زیر دستانش سوءاستفاده ی مالی می کند.