ویاناواژهنامه آزاددانا، دانشمند، فرزانه خردمندی خردمند، دانا فرزانگی، دانایی خردمند، فرزانه، زیرک، باهوش در زبان کوردی به معنی دوست داشتنی از ریشه کلمه یا به معنی عشق و محبت
زاناواژهنامه آزاددانا، باهوش،کسی که در مورد همه چیز آگاهی دارد دانا، باهوش، اسم پسر، دانا، باهوش، کسی که اطلاعات زیادی دارد، یک اصطلاح محلی در غرب کشور است
آدسونواژهنامه آزاددانا مثال آدسون داند و پرسد چهل ستون نداند و نپرسد دانا داند و پرسد نادان نداند و نپرسد
زانیسواژهنامه آزادخردمند - دانا این کلمه اوستایی بوده و ریشه کردی بلوچی دارد در زبان کردی فعل دانستن را اینگونه صرف میکنند:زانم - زانی - زانه ... و مصدر زانه میشود زانیس یعنی کسی