دهانه فرنگیواژهنامه آزاددهانه یا دهنه فرنگی؛ نوعی سنگ قیمتی، به رنگ زیتونی (سبز_زرد) که در طب سنتی، برای دفع سموم و به عنوان داروی چشم کاربرد دارد؛ در گذشته، از فرنگ وارد ایران می شده
دهانه فرنگیواژهنامه آزاددهانه یا دهنه فرنگی؛ نوعی سنگ قیمتی، به رنگ زیتونی (سبز_زرد) که در طب سنتی، برای دفع سموم و به عنوان داروی چشم کاربرد دارد؛ در گذشته، از فرنگ وارد ایران می شده
غرابهواژهنامه آزادغرابه شیشهای است بزرگ و شکمدار با دهانهای تنگ که در آن مایعات را انبار میکردند و نگه میداشتند که اکنون با وجود ظروف پلاستیکی نه مورد مصرف دارد و نه ساخته م
کندانهواژهنامه آزاددر تنورهای گلی و زمینی برای بستن دهانه تنور و نگه داشتن گرمای داخل ان از دری گلی و دست ساز استفاده می کردند که به ان کندانه گویند.
بیدکواژهنامه آزادبیدک. کرفته شده از بادک است چون دهانه کوهی که مابین دو تا از روستاهای بیدک به نامهای تلخ آب سفلی بیدک و سرتنگ بیدک واقع شده باد خنکی از آن میوزید به بادک نامگذا