دلعواژهنامه آزادبه معنای بیرون کردن زبان از دهان، و همچنین کلمه ای است در دعای صباح امام علی (ع):اللهم یا من دلع لسان الصباح بنطق تبلجه.
دلارستاقواژهنامه آزاددلارستاق مجموعه روستاهائی است که امتداد آن از جنوب غربی به شمال شرقی کوه دماوند کشیده شده است و درآن آبریزها و چشمه های شمالی دماوند جریان داشته و در رباط کهرود
دلارستاقواژهنامه آزاددلارستاق مجموعه روستاهائی است که امتداد آن از جنوب غربی به شمال شرقی کوه دماوند کشیده شده است و درآن آبریزها و چشمه های شمالی دماوند جریان داشته و در رباط کهرود
دل آسا کردنواژهنامه آزاددل آساکردن. {دِ} (فعل) تسلی دادن. فعل مرکب. دل آسوده کردن. همچنان، دلاساکردن