دستاورنجنواژهنامه آزاددستبند، زینت زنان [دَ اَ رَ جَ]( اِ مرکب)دست آبرنجن,دست آورنجن,دست برنجن دستبند.دستینه زنان که میلی است از طلا ونقره
تاکسیدرمیواژهنامه آزادپوست آرایی. فنِ پیراستن، آکندن، دوختن و آراستن پوست جانوران به دست پوست آرایان است تا دستاورده نیادی (طبیعی) و زنده بنماید.
اصولگراواژهنامه آزاداصولگرا یعنی کسی که رسالت خود را در حفظ اصول جهان بینی پذیرفته شده اش می یابد. پس مهمترین کار یک اصولگرا، شناخت و تبیین اصول و دفاع منطقی از آن است. در تفکر اصو
ترمیدورواژهنامه آزادترمیدور Thermidorیا حرکت دوری انقلاب ها، یکی از واژه های رایج در مباحث انقلاب است که نخستین بار توسط کرین برینتون ـ یکی از نظریه پردازان انقلاب ـ در کتاب معروفش
توانبخشیواژهنامه آزاد(علوم درمانی) فرآیند کمک به فرد آسیب دیدۀ توانخواه برای اینکه توانایی از دست رفتۀ خود را مجدداً به دست آورد. معادل Rehabilitation در انگلیسی.
روح الله نیکپاواژهنامه آزادنخستین مدال آور المپیکی تاریخ افغانستان که در المپیک های پکن چین و لندن بریتانیا، در وزن 58 کیلوگرم رشتۀ تکواندو، دو بار مدال برنز را به دست آورد. در افغانستان،