در کردنواژهنامه آزاددُر کردن یک فعل مرکب لری است و به معنای پایین فرستادن جسمی از یک سطح به سطحی با ارتفاع کمتر است در حالی شخصی که جسم را به پایین میفرستد نهایت سعی خود را در کنت
در دادنواژهنامه آزاددر دادن یا درگرفتن آتش زدن - آتش گرفتن طزر = طویله /اصطبل بزرگ ناخود = نخود چوخت = سقف ساقیج = نوعی آدامس سیاه رنگ که از شیره گیاهی به نام ﹶسوﹾ بدست می آید و ما
قسرواژهنامه آزادقسر در ترکی به معنی عقیم و نازا می باشد قسر در رفتن یعنی گاو و گوسفندی در دوره فحلی باردار نشود و از زحمت آن خلاص شود
واپس غیژیدنواژهنامه آزادواپَس غیژیدَن:غیژیدن بمعنای چهاردست و پا راه رفتن، اما واپس غیژیدن بمعنای از زیر کار در رفتن است
نشسواژهنامه آزادنِشَسْ:(neshas) در گویش گنابادی یعنی فرو رفتن زمین در خودش ، فرو ریختن ساختمان در زمین