در کردنواژهنامه آزاددُر کردن یک فعل مرکب لری است و به معنای پایین فرستادن جسمی از یک سطح به سطحی با ارتفاع کمتر است در حالی شخصی که جسم را به پایین میفرستد نهایت سعی خود را در کنت
در دادنواژهنامه آزاددر دادن یا درگرفتن آتش زدن - آتش گرفتن طزر = طویله /اصطبل بزرگ ناخود = نخود چوخت = سقف ساقیج = نوعی آدامس سیاه رنگ که از شیره گیاهی به نام ﹶسوﹾ بدست می آید و ما
نعنیواژهنامه آزادیک نوع حرکت ورزشی که در گودهای زورخانه در پشت تخته شنا انجام می شود به نوعی گهواره که برای نوزاد استفاده میگردد گفته میشود. که با تکان دادن نوزاد باعث ایجاد آرا
تلابنکواژهنامه آزادهمانگونه که ذکر شد تلابنک نام روستایی در اشکورات می باشد. اما نام این روستا از دو کلمه تله و بن تشکیل شده است بدان معنا که در پایین (بن) تخته سنگ های بزرگ (تله
لیلاجواژهنامه آزادلیلاج نام تخته ای است که در زمان قدیم بر روی آن قمار می کردند و هر که را در این کار خبره بود می گفتند لیلاج است. امروزه برای نشان دادن حرفه ای بودن و خبره بودن
اجنگلواژهنامه آزادبه فتح یک - در گویشهای محلی همدانی به نرده های نامرغوب ساخته شده از چوب و تیر و تخته می گفته اند و معمولا برای آغل بندی گاو و گوسفند مورد استفاده داشته است
کرکابواژهنامه آزادنوعی پای پوش قدیمی در منطقه ماندستان استان بوشهر. این کفش را بیشتر زنان بر پای می کردند. کرکاب دارای رویه چرمی و کف تخته ای بود.