و درده سرمهواژهنامه آزادبه درک،درجایی استعمال میشود که کسی میخواهد نسبت به اتفاقی خود را بیخیال و یا بی طرف نشان دهد va darde sarme
هوگندواژهنامه آزادنام یک روستای کوچک دردهستان رقه شهرستان بشرویه خراسان جنوبی است که دارای یک امامزاده باشکوه می باشد وبیشترشهرتش به خاطراین امامزاده است فاصله هوگند تارقه حدود3ک
انگوتینواژهنامه آزاداَنْگُوْتِینْ. دردهخدا. کلمه ایست مشترک درزبان سنسکریت هندوپهلوی هخامنشی به معنای نگین وانگشترویاتک بودن ودرچشم بودن یک چیز
ویسپوبیشواژهنامه آزادنام درختی اساطیری در اسطورههای ایرانی است که آشیانهٔ سیمرغ افسانهای بر آن است. نام ویسپوبیش در پارسی میانه به معنای «درمان همهٔ دردها» است و درختی است که اهور
اریامنواژهنامه آزادآریامن یا اَریامن(به ودایی:اریامن و به اوستایی:ائیریامن)، در اساطیر ایرانی و آئین مزدیسنا، ایزد صلح و دوستی و درمان دهندهٔ دردهای مردمان است. از وی که با عنوان
شیدونواژهنامه آزاد(شرودان) نام روستایی از توابع شهرستان فلاورجان ، واقع در ده کیلومتری جنوب غرب شهر اصفهان