دبرواژهنامه آزادبه ضم «دال و ب»:نر بز راگویند- بز- دبر - کره ، مانند میش- قوچ- بره (روستای سنگ چارک داراب) (dobor) جنس نر بزینه چون هنگام جفتگیری بر پشت بز ماده بر می آید، به آ
دایرة المعارفواژهنامه آزادنوعی از کتابهای مرجع است که کلیه ی مفاهیم حول موضوع خاص یا تمام موضوعات را گردآوری کرده و در اختیار مخاطب قرار می دهد. نجلا
بیرواژهنامه آزادتپه و کوه بیر یعنی حافظه خاطره نوشته مکتوب دبیر کسی که این حافظه را بازگو میکند کسی که نوشته ها را میگوید و بازگو میکند و یاد میدهد دبیره یعنی نوشتار واحد پول ک
مذبورواژهنامه آزاد(ع) وزن مفعول از ریشه ذ ب ر؛ احتمالاً جعلی و وامگرفته از واژه فارسی «دبیر» و همخانواده با واژگان «دبیره، دب، دیوان، دیباچه، و شاید دفتر»، از ریشه فارسی باستان
دپواژهنامه آزاددَپ؛ الفبا، خط (در دستور زبان). واژۀ دبستان (دپستان) از افزودن پسوند مکان ستان به دپ ساخته شده است. و دبیر که صورت تغییریافتۀ دپیور است، از همان ریشه است.
بادمجینواژهنامه آزادنام روستایی در بخش مرکزی شهرستان قزوین استان قزوین دارای نزدیک به 100 نفر جمعیت آب و هوای مطبوع و باغات میوه حاصل خیز . گویش اهالی آن ترکی ، فارسی و کمی کردی اس
اناجواژهنامه آزادشهرک اناج اولین شهر جدید ایران است که قبل از انقلاب به آن شهرک شاهنشاهی میگفتند. این شهرک در غرب قصبه اناج قرار دارد و جاده خنداب پل دواب از وسط آ ن میگذرد. بعد