دالواژهنامه آزاددال به لری به معنی سنگ در اندازه ی یک آجر می باشد در پهلوی هم همین لغت وجود داشته است .معنی دیگر آن دال به معنی کرکس است که کاملا در لری رایج است . عقاب سیاه کو
پوست دال مدرهواژهنامه آزاددر زمستان وقتی هوا خیلی سرد و سوزناک می شود می گویند آنقدر هوا سرده که «پوست دال مدّره». - مِدِرَّه:دریده می شود ، یعنی پاره می شود
دالوند یعنی فرزندان دالواژهنامه آزاددالوند فرزندان دال پرنده شکاری دالوند فرزندان یا گروهی که بچهای دال پرنده شکاری اکنون در دهستانی بخش زاغه خرم آباد شامل حدودا ۲۵ روستا هستند وگروهی از این
خبرنامهواژهنامه آزادنشریۀ داخلی یک سازمان یا گروه. نشریۀ کاغذی یا الکترونیکی که فقط برای اعضا فرستاده می شود.