رائعواژهنامه آزادرائِع(عربی) زیبا و شگفت آور(مونث آن:رائعة) ------------------- تابان , مشعشع , زیرک , بااستعداد , برلیان , الماس درخشان , زیبا , با سلیقه , پربراز , برازنده , ا
گرمکواژهنامه آزادنام بخش زیبا و خوش آب و هوایی در منطقۀ شیرین دره که طبیعت بکر و دست نخورده دارد و همیشه پرآب است؛ در حال حاضر (1395) گرمک خالی از سکنه و مکان توریستی است. در هم
دستکشواژهنامه آزاددستکَش:1. دستچین شده، زبده و نمونه. چنان که در شاهنامه آمده:کز اسپان تو باره ای دستکش/ کجا بر خرامد بافراز خوش. 2. نیازمند، وابسته. چنان که در شعر نظامی آمده:سا