18 مدخل
در شاهنامه فردوسی به معنای خم شدن است.
خُم:خودم، مقابل خُش:خودش. خام و ناپخته.
خَم.
به پیچ و خم چیزی وارد بودن
پیچ و خم زلف، پیج و تاب
شمشیر برنده شمشیری که هرگز خم نمیشود یکی از القاب منجی در ادیان قدیمی