خمیرگیرواژهنامه آزاددستگاهی صنعتی که کار آن به عمل آوردن خمیر های نانوایی و قنادی است. نام دستگاهی که عملیات ورز دادن خمیر را انجام می دهد.
خایرواژهنامه آزاددور زدن پشت به باد و عوض کردن جای بادبان از راست به چپ یا بر عکس.(اصطلاح دریانوردی)
خطیرکلاواژهنامه آزادروستای از توابع بالا تجن بخش مرکزی شهرستان قائم شهر می باشد کهاز جنوب همجوار روستای گاوان آهنگر می باشد که خطیر به معنی بزرگ و کلا به معنی کلات است
خمیرگیرواژهنامه آزاددستگاهی صنعتی که کار آن به عمل آوردن خمیر های نانوایی و قنادی است. نام دستگاهی که عملیات ورز دادن خمیر را انجام می دهد.
یاقلی فتیرواژهنامه آزادنوعی خمیر که با ترکیب آرد تفت داده همراه با زردچوبه و روغن زیتون و افزودن یک تخم مرغ در پایان کار ،درست می کننند. برای رفع ضرب دیدگی یا پانسمان، پس از جا اند
اگینجهواژهنامه آزاد(قوچانی) عبارت است از خمیر تهیۀ نان که لای آن، سبزی به نام گیزری یا جعفری قرار داده و می پزند.
قرصه بندواژهنامه آزادبالش مدور ی که خمیررا روی آن پهن می کنند ونانواخمیرراباآن به سینه تنور میچسباند