خلشتواژهنامه آزادخِلِشت؛ لجوج، پسر نازدانه ای که همیشه با دیگران لجبازی می کند، پسری که همواره خشم و لجبازی می کند.
فَقَعُواْواژهنامه آزادبخاطر خلقت انسان به سجده بیفتید نه اینکه برای انسان سجده کنید، پس سجده برای عظمت خداوند بوده که چنین موجودی را آفریده.
زغبهواژهنامه آزادزغبه (با فتح ز و سکون غ)، انقروی و نیکلسون آن را آسان، و بعضی شارحان، مفت و رایگان معنی کرده اند. زغب در لغت، به معنی موهاست که در گوش روییده، و زغبه جانورکی ا
خلشتواژهنامه آزادخِلِشت؛ لجوج، پسر نازدانه ای که همیشه با دیگران لجبازی می کند، پسری که همواره خشم و لجبازی می کند.