خلطواژهنامه آزادخِلِطْ:(khelet) در گویش گنابادی یعنی کیسه ، کیسه گونی ( این واژه معمولا همراه با واژه پِلِت بکار میرود)
خاطره انگیزواژهنامه آزادنوستالژیک.به یادماندنی پیوند دو یا چند پدیده که در ذهن به صورت ناخود آگاه رقم می خورد مثل تذکار / به یاد آوردن چیزی که بعد از مشاهده برخی پدیده ها این امر را
سلفتون یا سلفتانواژهنامه آزادsalafton_SALAFTAN سلفتون یا سلفتان کاسه ای بوده که در حمامهای قدیم بالای خزینه آب گرم میگذاشتند تا افراد آب دهان یا خلط سینه خود را در آن می انداختند . salafton
`سلفتون یا سلفتانواژهنامه آزادsalafton -salftanسلفتون کاسه ای بوده مسی یا سرامیک که در بالای خزینه های حمام قدیمی می گذاشتن که افراد آب دهان و خلط سینه خود را در داخل آن میریخته تا در داخل آ
پلتواژهنامه آزادپِلِتْ؛ در گویش گنابادی یعنی محتویات ، آنچه درون چیزی است ، داشته ها. ( این واژه معمولاً در ترکیب و به صورت خلط و پلت به کار می رود.)