خدابسواژهنامه آزادوقتی خانواده ای دخترزیادداشتندوبچه هاپشت سرهم دختربودندوپسری نداشتندازدخترزیادی که داشتندازاسم خدابس استفاده میکردندکه خدادیگه بسه
خدابسواژهنامه آزادوقتی خانواده ای دخترزیادداشتندوبچه هاپشت سرهم دختربودندوپسری نداشتندازدخترزیادی که داشتندازاسم خدابس استفاده میکردندکه خدادیگه بسه
قیدارواژهنامه آزادنام شهری که مرکز شهرستان خدابنده در استان زنجان با فاصله نود کیلومتری از مرکز استان و سیصد کیلو متری از تهران و یکصد و هفتاد کیلومتری همدان با حدود پنجاه هزار ن
سگواژهنامه آزادس ُ گ(در گویش دماوندی):خُل (آب بینی بویژه هنگامی که روان باشد)، به کسی هم که اینگونه باشد میگویند سُگِن همانند خُلِن «سگ شدن» کنایه از بداخلاق شدن و تنگ شدن خُل
کتله خورواژهنامه آزادمکتله خور نام غاری است نزدیک شهرستان قیدار (خدابنده) که کتله یعنی قله و خور به معنی خورشید .قله خورشید تپه خورشید