خطاشیواژهنامه آزادخطاشی یکی از انواع شیوه های خوشنویسی است که آن را به صورت واژه ای همچون «نقاشی خط» ، «خط نقاشی» ،«خطاشی» همچنین دو واژه ای «نقاشی خط»،«خط نقاشی» می نامند، خطاشی
خراطیواژهنامه آزادمعنی این واژه درلغت نامه ها اشتغال به چوب تراشی است. خؤاطی در گویش لکی و غِراطی در گویش لری به معنی گردی، مدور و هرچیز دایره ای است. به نظر می رسد با توجه به مع
خطاشیواژهنامه آزادخطاشی یکی از انواع شیوه های خوشنویسی است که آن را به صورت واژه ای همچون «نقاشی خط» ، «خط نقاشی» ،«خطاشی» همچنین دو واژه ای «نقاشی خط»،«خط نقاشی» می نامند، خطاشی
تخطئهواژهنامه آزادخطایی را به کسی نسبت دادن [ت َ طِ/طَ ءَ / ءِ] (مص، عربی) خطاگرفتن در کار از کسی. نسبت خطا به کسی دادن. بدگویی کردن از کسی. کسی را به بدی منسوب کردن.
خراطیواژهنامه آزادمعنی این واژه درلغت نامه ها اشتغال به چوب تراشی است. خؤاطی در گویش لکی و غِراطی در گویش لری به معنی گردی، مدور و هرچیز دایره ای است. به نظر می رسد با توجه به مع
حلالیتواژهنامه آزادحلال کردن ، وقتی کسی نسبت به دیگری کوتاهی نموده یا خطایی انجام می دهد و یا احساس می کند دوباره او را نخواهد دید در خواست حلالیت می کند ، درخواست از دیگری برای ح