25 مدخل
زخمی کردن- خسته- خستن
خَستونامه؛ اقرارنامه، برگۀ اعتراف.
خسته شدن
خستگی ناپذیر
خسته
خسته کردن، کلک کسی را کندن، از دست کسی راحت شدن
خستگی عاطفی؛ فرسودگی عاطفی.