خرواژهنامه آزادعلاوه بر معنای گریبان و گلو در لری، خِرّ در گویش لکی، و غِرّ در لری به معنی گرد، مدور، دایره وار و توپی شکل است. بزرگ. (گنابادی) خُرْ؛ خود، خودت را.
طلکدانواژهنامه آزاد(جنوبی) تلکدون؛ تعداد زیادى وسیله که به طور نامنظم روى هم ریخته شده است. جایی که خرت و پرت ها روی هم تلنبار شده باشند.