خردمندواژهنامه آزادkheradmand:فردی که در پندارها / گفتارها / عملکردها در راستای علم (در تعریف علمی علم)و بدون توجه به منافع یا مصلحت های شخصی / صنفی / حزبی خودش ( بطور مستقل) ابرا
ویاناواژهنامه آزاددانا، دانشمند، فرزانه خردمندی خردمند، دانا فرزانگی، دانایی خردمند، فرزانه، زیرک، باهوش در زبان کوردی به معنی دوست داشتنی از ریشه کلمه یا به معنی عشق و محبت