حافظه قلمیواژهنامه آزاددستگاهی برای ضبط و انتقال محموله های رایانه ای، دارای قابلیت ضبط و تخلیه اطلاعات که در انگلیسی به آن فلش می گویند.
آمپاکاینزواژهنامه آزاددارویی برای افزایش قدرت حافظه و ادارک. (این دارو را، اولین بار، پروفسور گری لینچ از دانشگاه کالیفرنیا ساخته است.)
بیرواژهنامه آزادتپه و کوه بیر یعنی حافظه خاطره نوشته مکتوب دبیر کسی که این حافظه را بازگو میکند کسی که نوشته ها را میگوید و بازگو میکند و یاد میدهد دبیره یعنی نوشتار واحد پول ک
ضبطکواژهنامه آزاددستگاهی کوچک، دارای حافظه داخلی و یا اضافی، بجهت ضبط موسیقی که در زبان بیگانه به آن mp3 یا mp4 گفته میشود.
مانکورتواژهنامه آزادکسی که در اثر تغییر و تحولاتی که در جسم و روح او بصورت شکنجه اعمال شده و تمام هویت و حافظه و قوه مخیله و شخصیتی و و اراده نفسی را از دست داده و به یک غلام حلقه