جنوبواژهنامه آزادخورتاب، خورشیدتاب، بَتَو، بَتاب، جانب و سویی از زمین که خورشید از برآمدن تا فرورفتن در بیشترین هنگام بر آن سوی تابیده می شود، بویژه در کوههایی که یک سویش رو به
رودبار جنوبواژهنامه آزادجُ - نام یکی از شهرستان های استان کرمان با جمعیتی بالغ بر 126000 نفر که از شمال به شهرستان عنبرآباد ، از شرق به شهرستان ریگان بم ، از غرب به شهرستان قلعه گنج و
ماژینواژهنامه آزادنام شهری در جنوب شرقی استان ایلام. نام بخشی واقع در شهرستان دره شهر استان ایلام (جنوب شرقی استان ایلام)؛ مرکز آن شهر ماژین مرکزی است. ماژین در کنار رود سیمره و
قجمه زدنواژهنامه آزاددر اصطلاح محلی منطقه جنوب شرق خراسان رضوی (خواف و تایباد) به معنی هم بستر شدن با همسر.
هلشیواژهنامه آزادنام دهی در 5 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان ایوان، از توابع استان ایلام، و محل زندگی سه تیرۀ "شیره، باوگه و علی آروگ". امروزه (1395) این ده از سکنه خالی شده است.
کرمانجیواژهنامه آزادلهجه ی غالب در زبان کردی که اکثر ساکنان شرق و جنوب شرقی آناتولی ،شمال سوریه قسمت هایی از شمال عراق ،قسمت هایی از آزربایجان غربی، خراسان شمالی ،کردهای قفقاز و پا