تیمارواژهنامه آزادوقتی کلمه ی تیمار برای حیوان به کار میرود معنایش غمخواری و دلسوزی نیست . بلکه رسیدگی حتی نوازش حیوان را معنی میدهد.
تیمانواژهنامه آزادمانند تَم در فارسی که معنای تاریکی میدهد تیمان هم معنای تیرگی هوا و ابر را می دهد . به افغانی لغت های مشابهی برای آب مروارید هست که آنهم نوعی تیرگی دید می باشد
تیمارواژهنامه آزادوقتی کلمه ی تیمار برای حیوان به کار میرود معنایش غمخواری و دلسوزی نیست . بلکه رسیدگی حتی نوازش حیوان را معنی میدهد.
تیمانواژهنامه آزادمانند تَم در فارسی که معنای تاریکی میدهد تیمان هم معنای تیرگی هوا و ابر را می دهد . به افغانی لغت های مشابهی برای آب مروارید هست که آنهم نوعی تیرگی دید می باشد
کومخواژهنامه آزادنوعي کفش مخصوص که جنس ان تيماج الوان بخصوص سبز است.شکل ظاهري کفش شبيه نعلين نوک برگشته ميباشد و رويه و کناره هاي کفش را با نخهاي ابريشمي رنگي رودوزي و گلدوزي مي
دارالمرفتانواژهنامه آزادالگود در کتاب "تاریخ پزشکی ایران و سرزمین های خلافت شرقی " این اصطلاح را برای جایگاهی (تیمارگاهی) به کار برده که در آنجا بیماران حاد جنون را به زنجیر می کشند. ص