پلخمونواژهنامه آزادتیرکمان تیروکمان تیر کمان کوچک که با آن گنجشک میزندند یا هر چیز دیگر را.یک شعری هم در گویش مشهدی هست که میگه:با پلخمون نگاهت چوغوک دلمو زدی ای به قربونه نگاهت,ع
جغتایواژهنامه آزادجغتای واژه ای است ترکی که از دو کلمه جغ-بمعنی تیر و الوار- و اتی- پرتاب کننده- تشکیل شده است که در زبان محلی -ترکی جغتایی بصورت جغاتیjoghaatey-ضم ج کسر ت و سکون
اجنگلواژهنامه آزادبه فتح یک - در گویشهای محلی همدانی به نرده های نامرغوب ساخته شده از چوب و تیر و تخته می گفته اند و معمولا برای آغل بندی گاو و گوسفند مورد استفاده داشته است