تکاوچ - تکاورواژهنامه آزادت َ کا و َ چ:(تَکا)در لغت نامه دهخدا در ردیف حرف (ت) به معنی (عاشق) ثبت شده ، مثل تکاور یا تکاوچ (و) به معنای حرف ربط است ، و ( چ ) و یا ( ج ) به معنای تند رو ه
تکاملواژهنامه آزادفرآیش،روند فرا آمدن به سوی خوبتر شدن ، فرشدن (تالشی) تکامل:فرایش،روند فرا آمدن به سوی خوبتر شدن ،فرآمدن، فرشدن (تالشی) تکامل:فرآیش،روند فرا آمدن به سوی خوبتر شد
تکانشیواژهنامه آزادکسی که یک باره و بدون مقدمه و از روی احساس دست به عمل زده و پیامدهای آن را نمی سنجد.
تکاوچ - تکاورواژهنامه آزادت َ کا و َ چ:(تَکا)در لغت نامه دهخدا در ردیف حرف (ت) به معنی (عاشق) ثبت شده ، مثل تکاور یا تکاوچ (و) به معنای حرف ربط است ، و ( چ ) و یا ( ج ) به معنای تند رو ه
تکاملواژهنامه آزادفرآیش،روند فرا آمدن به سوی خوبتر شدن ، فرشدن (تالشی) تکامل:فرایش،روند فرا آمدن به سوی خوبتر شدن ،فرآمدن، فرشدن (تالشی) تکامل:فرآیش،روند فرا آمدن به سوی خوبتر شد
فرایشواژهنامه آزادفرآیش:تکامل،روند فرا آمدن به سوی خوبتر شدن ، فرشدن (تالشی) 1- فرآیش:تکامل ، کامل شدن ، فر شدن و خوبتر شدن، تکامل ، کامل شدن ، در راستای خوبی برآمدن و بهتر شدن.