توسکاستانواژهنامه آزادتوسکِستان؛ محلی که در آن درختان توسکا روییده باشد. نام جنگل توسکا، در حوالی جنوب گرگان، واقع در یکی از مسیرهای گرگان به شاهرود.
توسعاواژهنامه آزادتوسعاً. [ت َ وَس ْ س ُ عَن] (ع ق) فراخی را. با بسط دادن معنی کلمه ای به معانی دیگر. تجوزاً. (از یادداشت های مرحوم دهخدا). رجوع به توسع شود.
توسکاستانواژهنامه آزادتوسکِستان؛ محلی که در آن درختان توسکا روییده باشد. نام جنگل توسکا، در حوالی جنوب گرگان، واقع در یکی از مسیرهای گرگان به شاهرود.
توسعاواژهنامه آزادتوسعاً. [ت َ وَس ْ س ُ عَن] (ع ق) فراخی را. با بسط دادن معنی کلمه ای به معانی دیگر. تجوزاً. (از یادداشت های مرحوم دهخدا). رجوع به توسع شود.
خالتورواژهنامه آزادخالتور از واژۀ روسیِ «خالتورا» (халтура)، به معنیِ سطل آشغال است و توسعاً یا به کنایه، به «کار بی ارزش»، «کارِ (هنری یا ادبیِ) با کیفیتِ پایین»، «کارِ سرِهم بند