سامسونواژهنامه آزادنام پیامبری در تورات که به مدت بیست سال قوم بنی اسرائیل تحت رهبری او بودند. نام معشوقه اش دلیله بود که دختری از اهل فلسطین بود. در ضمن واژه سامسون از واژۀ عبری
گلکواژهنامه آزادگلک . [ گ ِ ل َ ] نام قوم ساکن در مازندران (تبرستان) که مردم آن به زبان گلکی [ گ ِ ل َ ] (تبری یا مازنی) سخن میگویند و نباید با قوم گیلک (ساکن در گیلان) اشتباه
طلیقهواژهنامه آزادبز طلیقه= bouc émissaire(در زبان فرانسوی)= scapegoat( در زبان انگلیسی)= بز بلا بَر= بز مأمور حمل گناهان به بیابان( در تورات) طلیقه= مأمور
خلدواژهنامه آزادخلد یعنی: خلد بیرون از حد بودن در توازن خلص (خالص) در احکام قرآن ،تورات ،انجیل ،اوستا،اجتهاد،فقه یعنی مهدویت آفرینش و خلقیت موجود خلد نامتعارف و نامتعادل خارج
کلفچواژهنامه آزادفک دهان (محلی، خراسان جنوبی: دهستان رقه و بشرویه) کَلَفچ (سکون ف و چ) غار بسیار کوچک یا شبه غار؛ مثلاً به دهانۀ بعضی کوه ها که تورفتگی دارد کلفچ می گویند. (محلی