طرنهواژهنامه آزاد{ طُ نِ}موی تنیده و بافته شده در جلوی پیشانی(طره) موی تنیده و بافته شده در جلوی پیشانی(طره)
تندارواژهنامه آزادچارچوب ودار قالی بافی یا گلیم بافی و... تَندار (Tandar) در گویش ملی مناطق جنوبی فارس و بوشهر به معنی (دار قالی) می باشد، که احتمالا مرکب از تن (تنیدن) + دار (چو
رایازهواژهنامه آزاد(واژۀ ساختۀ کاربران) (Rayazeh) اینترنت. جزء نخست پیشوندى است به چم (معنی) «الکترونیک، کامپیوتر»، جزء دوم به چم «به هم بستن. به هم تنیدن» است. از این رو چم بنیاد
استرسواژهنامه آزاداین لغت ریشه فارسی ندارد. در علوم خصوصا روانشناسی به شدت از این واژه برای فشار روحی استفاده میشود. در تعریف استرس به معنای فشار روانی است که فرد در مواجهه با یک