قراردادیواژهنامه آزادبه اعتبار قرارداد، مقررشده، تثبیتی، موقتی امر قراردادی: امری که به نحو قرارداد صورت می گیرد. کارمند قراردادی: کارمندی که طبق قرارداد کاری انجام می دهد، کارمند ی
چشناسرواژهنامه آزادنام روستایی است در استان گیلان ،شهرستان سیاهکل ، بخش دیلمان دارای جاذبه گردشگری و طبیعتی بکر و بی بدیل می باشد و به معنای پیشرو در تعلیم و تربیت است .