تبدیلواژهنامه آزادتَرادیس، تَرادیسِش. از ریشۀ "تَرادیسیدَن" از "تَرا" (تَر) و "دیسِه" (شکل) به چَمِ "تبدیل کردن". کُنِشِ "تبدیل لاپلاس" به پارسی می شود "تَرادیسِشِ لاپلاس". پَردا
ژاماسبواژهنامه آزادژاماسب واژه پارسی از نام جاماسب تازی است و به این شوند (:دلیل) که تازیان وات "ژ" را نداشتند در گفته خود دگرگونی وات آشکار میکردند
راکتواژهنامه آزادواژه "تَرْکِه" که به معنی ابزاری برای تازیانه و شلاق هست، برابرنهاده ای مناسب برای "راکت" است. چنان که بازیکن تنیس هم در هنگام بازی، با استفاده از راکت، دارد تا