دشمن افکنواژهنامه آزاد[ دُ م َ اَ ک َ ] (نف مرکب ) دشمن افکننده . دشمن افگن . آنکه دشمن را مغلوب سازد. محو کننده ٔ خصم:دل روسیان از چنان زور دست بر آن دشمن دشمن افکن شکست . نظامی . ت
لپ تاپواژهنامه آزادنت بوک کامپیوتر قابل حمل و کیفی رایانه کیفی یا لپتاپ (به انگلیسی: Laptop)، کوچک و نسبتاً سبک گفته میشود. وزن آن معمولاً بین ۱ تا ۷ کیلو است که بهاندازه و موا
کتابادواژهنامه آزادروستایی روی خط مرزی استان های کرمان و فارس است که در صد و 150 کیلومتری شهرستان های سیرجان و نیریز قرار دارد. در حال حاضر (1395) در این روستا باغداری پسته رونق د
کاراکالواژهنامه آزادشناسنامه کاراکال نام فارسی:کاراکال نام انگلیسی:Caracal نام علمی:Caracal caracal موها کوتاه، رنگ پشت و دم زرد شنی، پشت گوشها سیاه، با دسته ای از موهای بلند د
سیدکلاتهواژهنامه آزادیکی از روستاهای شهر رامیان،واقع در استان گلستان-فاصله آن تا رامیان 7 کیلومتر است.جمعیت آن حدود 200 نفر می باشد.