23 مدخل
تار می بافد.
راز و نیاز کردن در شب تاریک و ظلمات.
تار عنکبوت
تار عنکبوت یا مشابه ان
تارعنکبوت کِلَش:تار عنکبوت. تاربست، تنیده عنکبوت. کارتونک. تنسته.
معنای فارسی عنکبوت معنی فارسی عنکبوت پِلیچِکون همان تار عنکبوت در لحجه مینابی
(سنگسری) وَندِه؛ تار عنکبوت.