ترانماواژهنامه آزادTransparent (آنچه که از وراى آن می توان دید) ترا نما، ترا پیدا (در برابر:نور تراو translucent)، شفاف
کانالواژهنامه آزادکال. واژۀ اروپایی canal یا channel با واژۀ کهن پارسی "کال" همریشه است. بروید به "کال" در همین تارنما. معادل channel (در نرم افزارهای رایانه ای و تلفن همراه)؛ دا
bookmarkواژهنامه آزادچوب الف، چوب الف گذاشتن. کاربر رایاتار (اینترنت) در دفتر یادداشت ناوشگر (مرورگر) چوب الف گذاری می کند. بدینسان با تنها یک تیلیک موشی به تارنمای دلپسندش می رود.
بوک مارکواژهنامه آزادچوب الف، چوب الف گذاشتن. کاربر رایاتار (اینترنت) در دفتر یادداشت ناوشگر (مرورگر) چوب الف گذاری می کند. بدینسان با تنها یک تیلیک موشی به تارنمای دلپسندش می رود.
تبلتواژهنامه آزاد(واژۀ پیشنهادی کاربران) پَلمَک. گونه ای رایانۀ کوچک که در کف دست (به انگلیسی palm) جا می شود. «پلمه» واژه ای پارسی است که در دهخدا نیز آمده است. رایانه لوحی که