تأخیریواژهنامه آزاددیرکار؛ در زبان دانشی کاربرد دارد، برای نمونه می گویند «رلۀ تأخیری» که می شود:رلۀ دیرکار.
تأخیریواژهنامه آزاددیرکار؛ در زبان دانشی کاربرد دارد، برای نمونه می گویند «رلۀ تأخیری» که می شود:رلۀ دیرکار.
وجه التزامواژهنامه آزادمبلغی است که متعاقدین در حین انعقاد عقد به موجب توافق به عنوان میزان خسارت (مادی یا معنوی) محتمل الوقوع ناشی از عدم اجرای تعهد یا ناشی از تاخیر در اجرای تعهد پی
سرموکواژهنامه آزادنام یک گیاه است شبیه سبزی تره که بصورت خودرو درمزارع میروید. معمولا این سبزی را خرد میکنند و وسط برنج می ریزند تاخوب بپزد و یا وسط خاگینه می ریزند. بعضی ها همرا
تازشواژهنامه آزاداز ریشه ی «تاژنئ یا تاژنئی» و یا «توژنئ یا توژنئی» تالشی باز مانده از زبان اوستایی و پهلوی باستان، تاخت و تاز، یورش، هجوم، دست درازی به بیگانگان و دشمنان، تاختن