از برایواژهنامه آزاد(حرف اضافهی مرکّب) بهرِ، از بهرِ، برای. ای دل! غم عشق، از برای من و توست / سر بر خط او نه، که سزای من و توست // تو چاشنی درد ندانی، ور نه، / یکدم غم دوست خون
نقشواژهنامه آزادنَقْش:(naghsh) در گویش گنابادی یعنی رسم ، نقاشی || فیلمی که شخص برای دیگران بازی می کند مثلاً برای اینکه خود را به بیخبری بزند یا...