باراندوزچایواژهنامه آزادواژه باراندوزچای از سه سه بخش باران+دوز+چای است. باران در ترکی قدیم به معنای چهار پا (قوچ)که دخیل در زبان روسی نیز است+ دوز در ترکی به معنای دشت + چای در ترکی ب
شاهونواژهنامه آزادمنطقه ای بکر در استان فارس که در ثقل شیراز،نوراباد و سپیدان واقع شده است و یکی از مراکز بزرگ تامین انگور در کشور ایران و منطقه فارس می باشد.
راشدینواژهنامه آزاداهل تسنن اهل بکریه وعمریه به چهار خلیفه ی بعد پیامبر خلفای راشدین گویند وبه معنی ملکها وپادشاهان وانسانهای باعزت وسرافراز
آوینواژهنامه آزادآوین منطقه ای زیبا و بکر در روستای جوین از توابع شهرستان سرخه استان سمنان می باشد. پاک، خالص و زلال مانند آب؛ واژۀ مرکب از آو (آب) و ین. || (کردی) عشق و زندگی.