برههواژهنامه آزادقسمت ، بخش ، زمان مرحله، پاره ای از زمان، بخشی از یک دوره زمانی بخشی از زمان، مقطعی از زمان.
برخنهواژهنامه آزادیعنی برهنه چون در فارسی قدیم ه وخ باهم عوض می شدند همین حالاهم در روستا های خراسان کاربرد دارد