بروسانواژهنامه آزادبروشان، برروشنان؛ امت از هر پیغمبری که باشد. گروههای مردمان از هر جنس که باشند. (لغتنامۀ دهخدا).
آنی ساواژهنامه آزادمانند عشق ، بسان عشق . "آن" در اصطلاح عارفان به معنای "عشق" است . و "سا" پسوند شباهت. + "ی" میانجی.
گبینواژهنامه آزادانگبین مثال: ﻳﺎ ﺣﻖ ﺗﻮ ﻛﻪ اﺯ ﮔﻮﻫﺮ اﺳﺮاﺭ ﺭﺳﺎﻧﺪﻱ ﺟﺎﻣﻲ ﺑﺮﺳﺎﻥ ﻛﺎﻋﻘﺒﺖ ﻋﻠﻢ ﮔﺒﻴﻦ اﺳﺖ یا حق زنبور. در شهر سراب و هشترود و میانه به زنبور جیبین یا چیبین گفته می شود .
دارجیلینگواژهنامه آزادنام شهری از کشور هندوستان واقع در ایالت نبگال غربی بین دو کشور نپال و بوتان این شهر در عرصهٔ بین المللی به خاطر صنعت چای و راه آهن دارجلینگ هیمالیا که یکی از بن