آهوواژهنامه آزادآهو به معنی رم یا آهورمیدگی نیز آمده است (رک. نسخۀ خطی برهان جامع از میرزا محمد کریم تبریزی). || شاهد مثال از فردوسی: به آهو ز باره فتاد و بمرد / بدید از کیان
مارالانواژهنامه آزادمحلی است در جنوب تبریز که قبلا در آنجا آهو زیاد بود و مردم آهو را گرفته و می فروختند.در زبان محلی آهو:یعنی مارال و امروزه این محل به مناسبت خرید و فروش آهو به م
جیرندهواژهنامه آزادجیرنده به معنای ده غزال است. در گذشته نه چندان دور این منطقه محل زندگی بسیاری از حیوانات مانند غزال و آهو و پلنگ و ...بوده است.