جرینواژهنامه آزادجرین یعنی خان,یعنی آشوب,20لیتری بنزین,جرین یعنی جومونگ,هریرده گوردی جریننی یدی قدم چکیل دالا.
بزینه رودواژهنامه آزاداز نام روستای بزین که روستایی بزرگ در جنوب آذربایجان ایران(زنجان) گرفته شده است که دهات شرور.کهله.ملابداغ.محمدخلج.توزلو.غلامویس.تخت و حی از توابع آن است
فشتنقواژهنامه آزادروستایی است در 35 کیلومتری غرب سبزوار که در تقسیمات کنونی، از توابع داورزن به شمار می رود. محصولات آن بیشتر انار، گردو، انگور، گندم و جو است. جمعیت آن در حال حا