بلواژهنامه آزادبگذار نادان و احمق (بِ bel )، (آذری) کمر. (گلستان و خراسان) برق زدن؛ چنانکه بَلبَلی گوش به کسی می گویند که گوشش دائم به دید می آید. بل زدن هم به معنی برق زدن ا
نابوواژهنامه آزادنابو، در اساطیر آشوری و بابلی ایزد خرد و نوشتار است. نابو توسط بابلی ها به عنوان پسر مردوخ و سارپانیت و همچنین نوه ی ائا پرستیده می شد.