پلاژاندنواژهنامه آزادمصدر,بمعنی سوزاندن موی کله و پاچه, واپلاژان,یعنی بسوزان,فعل امر,واپلاژانده اند,یعنی سوزانده اند.
فرتاکواژهنامه آزادآینده آینده. فر. [ ف َ / ف ِ ] (پیشوند) پیشوند است بمعنی پیش ، جلو، بسوی جلو، و غیره ، چنانکه در کلمات فرخجسته ، فرسوده ، فرمان . در پارسی باستان و اوستا:فْرَ
خمسه خمسهواژهنامه آزادسلاحی تخیلی در اوایل جنگ عراق بر علیه ایران. در اوایل جنگ، عراقی ها گلوله های خمپاره را در پنج نوبت بسوی ایرانیان شلیک می کردند؛ به همین جهت تصور می شد که این گ